سخنان خاتمی، کلنگ دیگری بر گور اصلاح طلبی و حجتی که بر فردای آزادی موسوی و کروبی تمام میشود

اگر چه ما از تحرکات پشت پرده اصلاح طلبان و هدف از مانور های سیاسی آنان خبر نداریم، ولی آنچه مسلم است اینکه کسی نمیتواند منکر بازی های سیاسی بیرون پرده در جناح های مختلف حکومت اسلامی ایران باشد. چیزی که روشن است و خود اصلاح طلبان بدون ذره ای شک و با یقین کامل از آن پشتیبانی میکنند، حفظ نظام و مخالفت با  دموکراسی و آزادی برای مردم  ایران است. تا جاییکه  پس از مانور های زیرآبی و روآبی فراوان و حرف زدن از دهان اسلام و مردم ایران در مخالفت با دموکراسی و بدگویی از مظاهر آزادی و تمدن، سرانجام خالق گفتگوی تمدنها، این چهره سرشناس و محبوب بین اصلاح طلبان، آقای خاتمی به صراحت مخالفت ذاتی خود و یارانش در جمهوری اسلامی را با سکولاریسم مطرح میکند.

با این تفاسیر پس چه نیازی به اصلاح طلبی است؟ اصلا در سیستمی که خود اصلاح طلبان بهتر میدانند اصلاح پذیر نیست، اصلاح طلبی به کجا میرود؟ چه چیز دیگری برای گول زدن دوباره این مردم در چنته دارد؟

ایشان جایی در بیانات خود میگوید:

«ما در چارچوب جمهوری اسلامی و با پای بندی به اسلام عمل می کنیم و با سکولاریزم از یک سو و خشونت طلبی و جزم گرایی از سوی دیگر مخالفیم.»

حال آنکه میدانیم جاییکه سراسر دچار خشونت و کشتار بی گناهان است، همان آشیانه گرگهای درنده یا همان جمهوری اسلامی است. فقط برای یک نمونه در آستانه تیر ماه، به کشتار دانشجویان که تنها خواستار اصلاحاتی کوچک بودند اشاره کنیم  و یا  قتل های زنجیره ای که در دوران ریاست جمهوری خود ایشان روی داد و جناب خاتمی نه تنها دفاعی از دانشجویان نکردند و نه تنها اقدامی در تعقیب خشونتگران انجام ندادند که تلویحا و حتی گاهی مستقیم دانشجویان را محکوم هم کردند و همان روز البته کلنگ دیگری در گور اصلاح طلبی زدند. حال ایشان همچون مرغ بداهنگی در آستانه انتخابات تازه، برای خشنودی بیشتر اربابان قدرتمدار خود، با دو رویی تمام به تلخی از حادثه ۱۸ تیر و مظلوم واقع شدن دانشجویان یاد میکند و میگوید:

«نشانه هایی برای تغییر فضا هست، امیدواریم که شاهد تحولاتی به نفع انقلاب و کشور و مردم باشیم.»

اما مهمترین بخش گفته های محمد خاتمی اینجاست هنگامیکه باز هم پا بر خون کشته ها و اعدامی ها و آزادیخواهان در بند میگذرد و بر لزوم اجرای بدون تنازل و بی کم و کاست قانون اساسی و حرکت در چارچوب انقلاب و  نظام جمهوری اسلامی تاکید میکند و بر مواضع میرحسین موسوی پافشاری میکند که گفته است؛ مبنای عمل و تفکر ایشان همان روال گذشته است، آقای خاتمی درین باره اضافه کرده است:

«جناب مهندس موسوی گفته اند مبنایشان همان بیانیه شماره 17 است که بر حرکت در چارچوب قانون اساسی و اجرای بدون تنازل آن تأکید دارد.»

قدر مسلم هر چند ما از پشت پرده حبس میرحسین موسوی و میزان دسترسی اصلاح طلبان به یکدیگر نا آگاهیم ولی آنچنان نیست که آنها از یکدیگر چندان بیخبر باشند. با توجه به شنیده های گریخته از منابع گوناگون آزادی میر حسین موسوی و مهدی کروبی دور نخواهد بود، ولی آیا دیدگاه موسوی و کروبی به سوی براندازی عوض شده است؟

نکته ای که اینجا شایان توجه بیشتر است دلبستگی تعداد هرچند اندکی از مردم عادی به تغییر مواضع میرحسین موسوی و حمایت ایشان از آزادیخواهان و براندازی   است. چیزی که احتمال آن تقریبا نزدیک به صفر است که آقای موسوی هرگز به آرمان هایی که آشکارا اعلام کرده و همه عمر با عشق به آنها رفتار کرده پشت پا بزند. ایشان همواره مخالف دموکراسی و سکولاریزم بوده و اعتقاد راسخی به اسلام،  آرمانهای امام راحل و دوران طلایی ایشان داشته است. او همواره از مخالفان سرسخت امریکا و اسرائیل بوده است و  جنبش سبز را محدود به امت مسلمان و یک حرکت مذهبی میداند. آقای موسوی در بیانیه ۱۷ و منشور جنبش سبز با تکیه بر اسلام رحمانی و منش امام حسین، هرگونه حرمت شکنی و یا ساختارشکنی آزادی خواهان در روز عاشورا را محکوم میکند. موسوی بیانیه را با بسم الله الرحمن الرحیم، السلام علیک یا ابا عبدالله، آغاز میکند و بر لزوم حرکت در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ادامه میدهد. او به در همان ابتدا به قناعت به مجلس شورای اسلامی و قوه قضاییه جمهوری اسلامی پایبند  است، مجلسی که واکنش آنرا به خواست مردم در همان عاشورای ۸۸ و همزمان با همین بیانیه ۱۷ در زیر میبینیم:

http://agaze.files.wordpress.com/2009/12/971.jpg?w=484&h=333.

http://fararu.com/images/docs/files/000037/nf00037678-1.jpg

صد البته که  قوه قضاییه که همان ماشین اعدام و کشتار و بازوی خشونت جمهوری اسلامی و مایه ۹۹ درصد بدبختی مردم ایران است،  نیاز به توضیح ندارد!

تکیه بر بیانیه ۱۷ موسوی که هیچ هماهنگی  و همخوانی با خواسته های مردم جان داده بر کف خیابان در همان روز عاشورا  نداشت و هیچ اشاره ای هم بجز به خواست اصلاح طلبان نکرده بود، خود گویای همه چیز است!

حال مهمترین پرسش این است  که اگر ما از آن دسته باشیم که  برای رسیدن به دموکراسی، سکولاریزم و آزادی به موسوی و کروبی چشم بسته بودیم که به نظام جمهوری اسلامی پشت پا بزند، اگر به این امید بسته بودیم که آنچه به گوش ما خواندند که موسوی و کروبی دیگر این نظام را نمیخواهند، همه و همه دروغ و برای به انحراف کشیدن و استفاده سیاسی از خون کشتگان ما و زندانیان و اعدامی های ما بوده باشد، آیا وقت بیداری ما نرسیده است؟

مردم سوریه به آخرین قدمهای های به زیر کشیدن پلکان استبداد اسد رسیده اند پس از دادن بیش از ۱۵ هزار کشته و هزاران مجروح و چند صد هزار آواره

ما به جز در دام نقاب داران بی چهره ای که مدام ما را با ترس از آینده در اندیشه جنگ با گذشته نگه میدارند، کجا ایستاده ایم؟

آری، بخوابید ندا ها و سهراب ها که ما در خواب اصلاح طلبانیم

About these ads
  • دنبالک‌ها بسته‌اند
  • دیدگاه‌ها (7)
    • ناشناس
    • 19 ژوئیه 2012

    سکولاریسم آینده ایران و تمام کشورهای دیگری که مسلمانان درآن اکثریت دارند میباشد. خاتمی و کروبی و موسوی غیر از این راه چاره دیگری ندارند و عیر از این راه ، دربخش اقلیت جنبش آزادی خواهی مردم ایران قرار می گیرند.

      • 19 ژوئیه 2012

      دادگاه ویژه روحانیت مایه ننگ و شرمساری هر ایرانی است. »

      اگر کاپیتولاسیون که به واسطه وحشیگری و اعمال تروریستی مسلمانان و آخوندها به وجود آمد و مایه تبعیض بین ایرانیان و خارجیها بود، دادگاه ویژه روحانیت مایه تبعیض بین آخوندها و ایرانیان است.

      http://www.radiofarda.com/content/f4_rahrovan_mehr_kin_us_iran_relations_part_eight/2257084.html

      مردم ایران میخواهند بدانند نتیجه دادگاه تجاوز آیت الله بهجت به زن و دختر و عروس خادم مسجد چه شد؟ و یا نتیجه تجاوز یک روحانی به یک پسر جوان بسیجی که در اینترنت پخش شد به کجا رسید؟ و یا آمار هزاران مورد دیگر از تعرض روحانیت به حقوق مردم چه بوده است؟
      مگر محمد و علی دادگاه ویژه روحانیت داشتند؟
      آیا این دادگاه جز سرپوش و سانسور جرائم جنایی و حقوقی روحانیت نیست؟

      اسلام = تروریسم
      مسلمان = تروریست

      » کوروش فردوسی «

    • sam
    • 19 ژوئیه 2012

    سكولاريسم ،سكولاريسم، سكولاريسم ، تا كورشود هرانچه اخوند و شبه اخوند است

    • محمد
    • 19 ژوئیه 2012

    بابا اين چه حرفيه كه شما مي زني مردم ايران مردمي هستند كه گر از دين اسلام هم دور شوند باز به آن باز مي گردند شما مگر در ايران زندگي نكرده ايد شما تا به حال تعصب مردم ايران را در مورد كشور دين و ناموس نديده ايد مردم ايران به نظر من تنها مردمي هستند كه از ده هزار سال قبل تا الان دين دارند و به دين خود افتخار مي كنند اسلام را با توجه به موارد بيشمار شباهت داشتن به دين اوليه پذيرفتند و الا اسكندر و چنگبز هم حمله كردند اما دين خود را نتوانستند غالب كنند حالا شما هم از سكولار بگويد تا خسته شويد

    • امیر
    • 19 ژوئیه 2012

    خیانت که خاتمی به این ملت کرد. ا، ن هم یک تآر مو . ا. ن نمیشه ، گر چه هر دو جانی هستند. در زمان کی/ کوی دانشجوان به خاک و خون کشیده شد . قتلهای زنجیرای صورت گرفت .ووو

    • ناشناس
    • 19 ژوئیه 2012

    اولا آن هايي كه دم از در اقليت بودن موسوي و كروبي مي زنند اصلا جنبش سبزي نيستند كه هيچ بلكه يك سري از افراد اقليتي محض هستند كه يا طرفدار آن سلطنت طلب اند كه حالا هيچ نه به داره نه به بار مي خواد پادشاهي كنه! ويا طرفدار آن تروريست هايي كه بزرگترين افتخارشان حمله به كشور خودشان است . هر جنبش سبزي اعم از راديكال و معتدل همه به مير حسين يعني بنيان گذار جنبش سبز ايران ارادت دارند و به او افتخار مي كنند كه تا به امروز ايستاده است.نه به آنان كه در شهرهاي لوكس آمريكا در كنار سواحل با پول مردم ايران كيف مي كنند و آدم اجير مي كنند كه پشت سيستم بنشينند و برايشان لينك بنويسند و داغ كنند.

    • محمد
    • 21 ژوئیه 2012

    واقعلاً براي شما متاسفم ايراني هستي و مي خواهي كشور و ميهن خودتو به بيگانگان پيشكش كني من نه چپ هستم نه راست گرا اما به كساني كه در اين كشور زندگي كرده و بر اساس قانون اساسي كانديد شده راي مي دم و اگر اجنبي نگاه بدي داشته باشد جان خود را هم مي دهم
    براي من جاي سوال دارد كه چرا شما تحمل صلح و ثبات در ايران را نداريد ؟؟؟؟؟

Leave your Reply directly to the stream به احترام آزادی، دیدگاه ها بدون ثبت نام، بدون ویراش و بدون نظارت، یکراست پخش میشوند، تاجاییکه میشود بااحترام و به زبان شیرین پارسی بنویسید. اسپم ها برای امنیت، خودکار فیلتر میشوند. اگر بهر دلیل، دیدگاهی نامربوط به این موضوع دارید و یا نمیخواهید دیدگاهتان در این پست به نمایش عمومی درآید، در متن بنویسید؛ نامربوط

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: